معنی نجیب‌الدین

معنی نجیب‌الدین

5 بازدید
[ نَ بُدْ دی ] (اِخ) بهاءالملک. وی از طرف سلطان محمد خورازمشاه حکومت مرو داشت و چون در فتنهٔ تاتار مغولان قصد مرو کردند، شهر را رها کرده به قلعه ای پناهنده شد و سپس به مازندران رفت و مغولان را به تسخیر مرو [ که مجدداً به دست مجیرالملک شرف الدین مظفر حاکم قبلی آنجا افتاده بود ] برانگیخت و خود با سپاه مغول روانهٔ مرو شد و سرانجام به دست مغولان کشته گشت. رجوع به تاریخ مغول تألیف عباس اقبال ص ۵۲ و ۵۳ شود.
[ نَ بُدْ دی ] (اِخ) (خواجه...) وی مدتی وزیر سلطان اویس ایلکانی فرمانروای بغداد بود.
[ نَ بُدْ دی ] (اِخ) (شیخ...) علی بن بزغش. از عرفای قرن هفتم هجری است. پدرش از شام به شیراز آمد و در آنجا توطن و ازدواج کرد و نجیب الدین در شیراز تولد یافت. پس از تحصیل مقدمات علوم بر اثر رؤیائی به سفر حجاز رفت و به خدمت شیخ شهاب الدین سهروردی رسید و دست ارادت بدو داد و از دست او خرقه پوشید و به شیراز بازگشت و خانقاهی بنا کرده به ارشاد پرداخت و به سال ۶۷۸ هـ .ق. در آنجا وفات یافت. رجوع به شدالازار صص ۳۳۵ -۳۳۸ و شیرازنامه ص ۱۳۱ و مجمل فصیحی (ذیل حوادث سنهٔ ۶۷۸) و نفحات الانس ص ۵۴۶ و سفینةالاولیاء ص ۱۱۴ و خزینةالاصفیاء ج ۲ ص ۲۷ و وصاف ص ۱۹۳ شود.
[ نَ بُدْ دی ] (اِخ) علی بن محمدجبل عاملی. از فقها و محدثان و شعرای امامیهٔ عرب است. او راست: ۱- حساب الخطأین. ۲- شرح اثناعشریهٔ صاحب معالم. ۳- رحلهٔ منظوم. وی در قرن یازدهم هجری میزیسته. (از ریحانةالادب ج ۴ ص ۱۷۶). و نیز رجوع به امل الامل شود.
[ نَ بُدْ دی ] (اِخ) محمدبن علی سمرقندی، ملقب به نجیب الدین و مکنی به ابوحامد. از دانشمندان عهد خوارزمشاهی و معاصر امام فخرالدین رازی است. وی کتاب الاسباب و العلامات را در علم طب و فن معالجه با استفاده از معالجات بقراط و قانون ابن سینا و کتابهای دیگر تألیف کرد، او در شهر هرات اقامت داشت و در همین شهر به سال ۶۱۹ هـ . ق. در قتل عام هرات به دست لشکریان تولی پسر چنگیز مغول کشته شد. (از تاریخ مغول عباس اقبال ص ۴۹۸). از تصانیف اوست: ۱- ابدال الادویه. ۲- ادویهٔ مفرده. ۳- الاسباب و العلامات. ۴- اصول الترکیب. ۵- الاطعمة للاصحاء. ۶- الاطعمة للمَرضی ََ و دیگر کتب طبی. (از ریحانةالادب ج ۲ ص ۲۲۶) (معجم المطبوعات ص ۱۰۴۷).

کلمات هم‌قافیه با «نجیب‌الدین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید