معنی نجومی
5 بازدید
[ نُ ] (ص نسبی) منسوب به نجوم است. منسوب به علم نجوم. (ناظم الاطباء). || منجم. نجوم دان : ز رومی و هندی و از پارسی نجومی و گر مردم هندسی.فردوسی. - ساعت نجومی؛ ظاهراً ساعت منقسم به شصت دقیقه. (یادداشت مؤلف): و آب بسیار ایستاده بود [ و او ] در میان آب ساعتی نجومی یا بیشتر... (مزارات کرمان ص ۱۹۵).[ نُ ] (اِخ) (مولانا حاجی...) امیر علیشیر نوائی در مجالس النفایس او را لاابالی و ناپاک و مایل به هزل دانسته و این مطلع را به نامش ثبت کرده است: باز عید آمد بیا جانا که قربانت شوم همچو چشم گوسفند مرده حیرانت شوم. و حکیم شاه محمد قزوینی مترجم مجالس النفایس افزاید: «و میر اگرچه این چنین ذکر فرمود ولیکن بندهٔ مترجم این مطلع را از درویش دهکی چنین یاد دارم: عید قربان است میخواهم که قربانت شوم همچو چشم گوسفند کشته حیرانت شوم. رجوع به مجالس النفایس ص ۳۸ و ۲۱۲ شود.
کلمات همقافیه با «نجومی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر