معنی نجوة
7 بازدید
[ نَ جْ وَ ] (ع اِ) زمین بلند. (منتهی الارب) (آنندراج) (فرهنگ نظام) (از فرهنگ وصاف) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). جای بلند. (دستوراللغة). || پشته. (ناظم الاطباء). بالا. (مهذب الاسماء). ج، نِجاء. || گوئی: انک من الامر بنجوة؛ چون دور باشد از آن و برکنار و سالم باشد. (اقرب الموارد). یقال: انه من الامر بنجوة؛ چون از آن دور و بری و سالم باشد. (از المنجد). || تمر ردی. خرمای بد. (یادداشت مؤلف). و قول حریری «و نثر و العجوة و النجوة» گفته اند به نجوه از پست ترین خرما کنایت آورده است. (از اقرب الموارد). ج، نِجاء.
کلمات همقافیه با «نجوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر