معنی نجفة
7 بازدید
[ نَ جَ فَ ] (ع اِ) جای بلند و دراز و نرم که آب بر آن نرود. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج). جائی در وادی که آب بر آن نرود. (از المنجد). || تل. (المنجد). || بندآب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مسناة. (اقرب الموارد).[ نَ فَ ] (ع اِ) نجفة الکثیب؛ بغل ریگ توده که باد و ریگ آنجای را کنده مانند آب کند کرده باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). کأنه جرف منجرف. (از اقرب الموارد).[ نَ جَ فَ ] (اِخ) جائی است میان بصره و بحرین. (منتهی الارب).[ نُ فَ ] (ع اِ) اندک از چیزی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). کمی از چیزی. (اقرب الموارد) (از المنجد).[ نَ جَ فَ ] (اِخ) نام بندآبی است در ظاهر کوفه که سیل را از منازل و معابر بازدارد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نجفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر