معنی نجاست

معنی نجاست

4 بازدید
[ نَ / نِ سَ ] (از ع، اِ) پلیدی. ناپاکی. (ناظم الاطباء). پلیدی. (السامی) (غیاث اللغات) (مهذب الاسما). ریخ. (زمخشری). خبث. (منتهی الارب). رجس. || فضلهٔ انسان و دیگر حیوانات غیر از ستور. (ناظم الاطباء). غایط: مگس بر نجاست آدمی نیکوتر از آنک علماء بر درگاه سلطان. (کیمیای سعادت). یکی کناس دیگر چون بدیدش نجاست پیش بینی آوریدش.عطار. چون ابرهه رفت آن خانه را ببیند آن جا نجاست و پلیدی را دید، گفت که را زَهرهٔ آن بود که این پلیدی کرده است؟ (قصص الانبیاء ص ۲۱۳). || (مص) پلید و ناپاک بودن. (از اقرب الموارد). || پلید شدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی). رجوع به نجاسة شود.

کلمات هم‌قافیه با «نجاست»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ست» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید