معنی نجاره
3 بازدید
[ نِ رَ / رِ ] (ص) مخفف خوش نجاره یعنی اصیل. در لغت عرب نِجار بمعنی نژاد و اصل است و گمان میکنم در فارسی آن را نجاره کرده اند و بمعنی اصیل و نجیب به کار برده اند، آنگاه که خوش نجاره گفته اند، و گاهی هم که نجارهٔ تنها گفته اند همین معنی خواسته اند. (از یادداشت مؤلف): تو هیدخی و همی نهی مخ بر کرهٔ توسن نجاره.منجیک. و هزار اسب نجاره و هزار اسب تازی و هزار استر بروعی... (ترجمهٔ طبری بلعمی). آنکه تدبیر او سواری کرد بر جهان نجارهٔ توسن.فرخی. صد اسب تازی و سیصد نجاره ز گوهر همچو گردون پرستاره. (منسوب به فرخی).پیام آور فرودآمد ز باره نه باره بلکه پیلی بد نجاره.(ویس و رامین).
کلمات همقافیه با «نجاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر