معنی نجاتی بافقی
4 بازدید
[ نِ یِ ] (اِخ) از معاصران نصرآبادی است و به روایت او در شاهنامه خوانی دستی داشته است. این بیت از اوست: لاله نَبْوَد کز کنار بیستون سر می زند دست خون آلود فرهاد است بر سر میزند. (از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۰۷).
کلمات همقافیه با «نجاتی بافقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر