معنی نجابت

معنی نجابت

7 بازدید
[ نَ بَ ] (ع اِمص) اصالت. بزرگواری. (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). پاکی نژاد و گرامی بودن آن. (ناظم الاطباء). نجیب بودن. باحسب بودن. از خانوادهٔ خوب بودن. (فرهنگ نظام). نبالت. نیکوگوهری. پروز. نکوگهری : پیش ما عزیز باشد چون فرزندی که کدام کس بود این کار را سزاوارتر از وی به حکم پسر پدری و نجابت و شایستگی. (تاریخ بیهقی ص ۳۳۵). || (مص) گرامی شدن. (غیاث اللغات). گرامی و گرامی نژاد گردیدن. (آنندراج). گوهری شدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (دهار). نجیب شدن. (زوزنی). رجوع به نجابة شود.
[ نِ بَ ] (اِخ) نجابت لاهوری (میر...) از پارسی گویان متأخر هند است. او راست: ما در این باغ نهال چمن تصویریم هست در خامهٔ نقاش رگ و ریشهٔ ما. از تذکرهٔ صبح گلشن ص ۵۰۴. و نیز رجوع به قاموس الاعلام ج ۶ و تذکرهٔ حسینی ص ۳۵۶ و سفینهٔ سرخوش ص ۱۱۵ شود.
[ نِ بَ ] (اِخ) نجیب علی (میر...) بهونگامی. از پارسی گویان متأخر هند است. او راست: آب بقا زآن دهنم آرزوست بوسه بر آن لب زدنم آرزوست شام غریبی دل من تیره کرد پرتو صبح وطنم آرزوست. (از تذکرهٔ صبح گلشن ص ۵۰۴) (از قاموس الاعلام ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «نجابت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید