معنی نجاء
6 بازدید
[ نَ ] (ع مص) رهیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). رستن. (آنندراج). نجات. نجاة. نجو. رجوع به نجو شود. || شتافتن و پیشی گرفتن. (از اقرب الموارد). بشتافتن و درگذشتن. (از منتهی الارب). بشتافتن. (آنندراج). || (اِ فعل) النجائک النجائک؛ بشتاب! بشتاب! (از منتهی الارب).[ نِ ] (ع اِ) ابر که آب ریخته بود. (مهذب الاسما). جِ نجو، بمعنی ابر آب ریخته. (از آنندراج). رجوع به نجو شود. || (مص) مناجاة. (المنجد). رجوع به مناجاة شود.[ نُ ] (ع اِ) اسهال یا بیماری که موجب اسهال گردد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نجاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر