معنی نجؤ
5 بازدید
[ نَ جُ ءْ ] (ع ص) نجؤالعین؛ بدچشم. چشم زخم رساننده. (از اقرب الموارد). نجوء. رجوع به نجوء شود.
کلمات همقافیه با «نجؤ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جؤ» برای سرودن شعر