معنی نثیر
5 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) عطسهٔ ستور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). || (ص) منثور. (اقرب الموارد) (المنجد): سوزنی در سلک مدح خسرو دریادل آر هرچه در دریای خاطر لؤلؤی داری نثیر. سوزنی. || (مص) بینی افشاندن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نثیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر