معنی نثارافشان
6 بازدید
[ نِ اَ ] (نف مرکب) که نثار می کند. که زر و سیم و جز آن بر سر یا پای کسی می افشاند. که شاباش کند. نثارافشاننده. نثارگر: شهریان بر درش نثارافشان گشته بام و درش نگارافشان.نظامی. انجم نثارافشان او اجری خوری از خوان او از ماهی بریان او نزل مهنا داشته.خاقانی.
کلمات همقافیه با «نثارافشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر