معنی نث

معنی نث

5 بازدید
[ نَ ث ث ] (ع ص) دیوار نمناک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || کلام غث و نث؛ از اتباع است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). از اتباع غث است. (ناظم الاطباء). رجوع به غَثّ شود. || (مص) فاش کردن خبر را. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از غیاث اللغات) (از منتخب اللغات) (از اقرب الموارد). پیدا کردن حدیث. (زوزنی). آشکارا کردن حدیث. (تاج المصادر بیهقی). || روغن مالیدن بر زخم. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || غیبت کردن کسی را. (ناظم الاطباء). || تراویدن خیک. نثیث. (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || عرق کردن مرد از فربهی. || تراویدن چربی استخوان. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «نث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید