معنی نتک
6 بازدید
[ نَ ] (ع مص) کشیدن چیزی را که به پنجه گرفته باشی سپس به زور برشکستن آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). گرفتن و کشیدن چیزی سپس به سختی شکستن آن را. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). || نتر. به سختی کشیدن چیزی را. (از معجم متن اللغة). || از بول پاک کردن و فشاندن سر نره را بعدِ شاشیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). استبرای بعد از بول با کشیدن و تکان دادن [ فشاندن ] نره. (از معجم متن اللغة). رجوع به نتر شود. || موی برکندن. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). نتف. کلمهٔ یمنی است. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). || (اِ) تنگ زین. || کار مشکل و دشوار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نتک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تک» برای سرودن شعر