معنی نتغ
7 بازدید
[ نَ ] (ع مص) عیب کردن کسی را. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة) (از المنجد). || گفتن در حق کسی چیزی که نباشد در وی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از معجم متن اللغة). غیبت کردن کسی را و گفتن در حق او آنچه در وی نبوده. (از المنجد). || خندیدن. خندیدنی به استهزاء، یا برخی از خندهٔ خود را نهفتن و برخی را نمودن. (از معجم متن اللغة). به تمسخر لبخند زدن. پوزخند زدن.
کلمات همقافیه با «نتغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تغ» برای سرودن شعر