معنی نتراشیده و نخراشیده
12 بازدید
[ نَ تَ دَ / دِ وُ نَ خَ دَ / دِ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب) ناصاف. ناهموار. || خشن. زمخت. ناملایم. || سخت روستائی منش و دور از آداب و رسوم. که رسم و راه نداند. که ناهنجار و زمخت و بی ادب است. که حرکات و رفتارش خشن و بی ادبانه و به دور از نرمی و لطف است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نتراشیده و نخراشیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر