معنی نتح

معنی نتح

5 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) خوی. عرق. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عرق. (اقرب الموارد). || شلم درخت. (ناظم الاطباء). رجوع به نتوح شود. || (مص) بیرون آمدن خوی از پوست. نتوح. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). تراویدن خوی. (از ناظم الاطباء). خروج عرق از جسم. (از المنجد). تراویدن عرق از تن. (تاج المصادر بیهقی). || بیرون کردن گرما خوی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از المنجد). || ترابیدن چربش از خیک و تری از زمین. (منتهی الارب) (آنندراج). تراوش کردن. (از ناظم الاطباء). ترابیدن چربی از خیک و تری از زمین. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ترشح کردن چربی از ظرف. نتوح. (از المنجد). || ترابیدن آب از مَشک. (تاج المصادر بیهقی).

کلمات هم‌قافیه با «نتح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید