معنی نتاس
5 بازدید
[ نِ ] (ص) خوش و خرم و خوشحال و بی تشویش و بافراغت باشد، چنانکه هرگاه گویند: نتاسیدم، بمعنی این باشد که خوشحال شدم و عمر را به فراغت گذرانیدم. (برهان قاطع) (آنندراج). خوب. خوش. خرم. خوشحال. تندرست. بی تشویش. بافراغت. شادمان. خرسند. خوشخوی. بشاش. مهربان. (ناظم الاطباء). رجوع به نتاسیدن و نِتاش شود. || (اِمص) خوبی. خوشی. فراغت. (انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «نتاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر