معنی نتاج
8 بازدید
[ نِ ] (ع اِ) زه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نسل. نژاد. (ناظم الاطباء). زاده. زاد. || بچهٔ بهیمه. (فرهنگ نظام). || هنگام زاییدن. (ناظم الاطباء). || (مص) زاییدن. زه آوردن ناقه. (منتهی الارب) (آنندراج). زاییدن غنم. (از معجم متن اللغة). زاییدن بهایم. (فرهنگ نظام). زادن اشتر. (دهار) (از تاج المصادر بیهقی). بچه کردن از شتر و گوسفند و آنچه بدان ماند. (زوزنی). بچه آوردن. زادن. زائیدن. (از اقرب الموارد). || حمل. (از اقرب الموارد). حمل شتر و گوسپند و جز آن، یا حمل جمیع دواب. (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نتاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر