معنی نبیر

معنی نبیر

6 بازدید
[ نَ ] (اِ) نبیره. (انجمن آرا). فرزندزاده را گویند عموماً. (برهان قاطع). فرزندزاده. (ناظم الاطباء) (آنندراج): نبیر جهاندار روشن روان که با داد او پیر گردد جوان.فردوسی. نبیر و پسر داشتم لشکری شده نامبردارِ هر کشوری.فردوسی. که چندین نبیر و پسر داشتم همی سر ز خورشید بگذاشتم.فردوسی. رجوع به نبیره شود.
[ نَ ] (معرب، اِ) مأخوذ از پنیر فارسی و بمعنی آن. (ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغة). پنیر. (منتهی الارب) (معجم متن اللغة). جبن. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة).
[ نُ بَ ] (ع ص) مرد زیرک. (منتهی الارب) (آنندراج). مرد کیس. (از اقرب الموارد) (معجم متن اللغة).

کلمات هم‌قافیه با «نبیر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید