معنی نبوغ
4 بازدید
[ نُ ] (ع مص) نبغ. رجوع به نبغ شود. || آشکارا شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). ظاهر و آشکار گردیدن. (آنندراج). || شاعر خوب شدن و عالم جید گشتن. (فرهنگ نظام). || آدم فوق العاده گشتن در دانش و هنر، و این معنی جدید است. (فرهنگ نظام). || (اِمص) نابغگی. (یادداشت مؤلف). || در تداول، هوش سرشار. استعداد فوق العاده. در تمام معانی رجوع به نبغ شود.
کلمات همقافیه با «نبوغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وغ» برای سرودن شعر