معنی نبوض
6 بازدید
[ نُ ] (ع مص) نبض. فرورفتن آب در زمین یا روان شدن بر آن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغة). || برکندن موی. (از معجم متن اللغة): نبض الشعر نبضاً و نبوضاً؛ نتفه. (معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نبوض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وض» برای سرودن شعر