معنی نبوح

معنی نبوح

5 بازدید
[ نُ ] (ع اِ) بانگ و فریاد مردم. (منتهی الارب) (از آنندراج). ضجهٔ قوم. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). فریاد و آواز قبیله. (فرهنگ خطی). || بانگ سگ. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). آواز سگ و آهو. (فرهنگ نظام). بانگ سگان و غیر آن. (از معجم متن اللغة). آواز سگان قبیله. (فرهنگ خطی). ج، نبح. || هجو شاعر. (فرهنگ نظام). نباح. رجوع به نباح شود. || گروه بسیار. (منتهی الارب) (از آنندراج). جماعت کثیری از مردم. (از معجم متن اللغة). جماعت بسیاری. (ناظم الاطباء). || بسیاری. (ناظم الاطباء). کثرت. (از معجم متن اللغة). || عزت. (ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغة). || (ص) الحیة النبوح؛ ماری که بانگ کند. نباح. (از معجم متن اللغة). || جِ نابح. (از اقرب الموارد). رجوع به نابح شود.

کلمات هم‌قافیه با «نبوح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید