معنی نبوة
6 بازدید
[ نَ بْ وَ ] (ع مص) بازماندن شمشیر از کار. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به نَبْوَت شود: سنان لسان و تیغ بیان و الشعراء یتبعهم الغاوون از هیبت جلال نبوّت در غمد کلال و نَبْوَت بماند. (مقدمهٔ حافظ). || جفوة. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). ج، نبوات. || اقامت. (معجم متن اللغة). || برآمدن. بلند شدن. نباوت. (از منتهی الارب). رجوع به نباوت شود.[ نُ بُ وْ وَ ] (ع مص) خبر دادن از غیب یا آینده به الهام خدائی. (از المنجد). || خبر دادن از خدا و آنچه بدو تعلق دارد. (از المنجد). پیغامبری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نبوءة. نبوت. رجوع به نبوّت شود.
کلمات همقافیه با «نبوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر