معنی نبنبة

معنی نبنبة

4 بازدید
[ نَ نَ بَ ] (ع مص) بانگ کردن تکه که مست شده است از شهوت. (از ناظم الاطباء). بانگ کردن تکه وقت هیجان. (از منتهی الارب). بانگ کردن به وقت هیجان. (محیط المحیط) (اقرب الموارد). رجوع به نب و نباب شود. || بیهوده گفتن در هنگام جماع. (ناظم الاطباء). سخن های بیهوده گفتن وقت جماع. (از منتهی الارب): نبنب الرجل؛ بیهوده گفت آن مرد در هنگام جماع. (ناظم الاطباء). رجوع به نب و نباب شود. || دراز کردن کار را در تحسین و سخنهای بیهوده گفتن وقت جماع. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تطویل عمل بود در تحسین به وقت جماع. (محیط المحیط). تطویل عمل در تحسین. (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «نبنبة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید