معنی نبعة
6 بازدید
[ نَ عَ ] (ع اِ) چوبی و پاره ای از نبع. (از منتهی الارب). واحد نبع. یک درخت نبع. (ناظم الاطباء). واحد نبع است، درختی که از آن کمان سازند. (از معجم البلدان). || چوب کمان. چوب خدنگ. (فرهنگ خطی). || در مورد کمان نیز استعمال شود. (از المنجد). کمان. || هو من نبعة کریمة؛ از خاندان کریم است. (از اقرب الموارد) (از المنجد).[ نَ عَ ] (اِخ) جائی است در عرفات. (منتهی الارب) (از معجم البلدان). نبعة و نبیعة، دو موضع یا دو کوه است در عرفات. (معجم البلدان).[ نَ عَ ] (اِخ) بلدی است در عمان. (معجم متن اللغة) (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «نبعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر