معنی نبضشناس
6 بازدید
[ نَ شِ ] (نف مرکب) طبیب که با بسائیدن نبض، بیماری را تشخیص دهد: خصم من و شفیع تو خواهد شدن حکیم کو بس طبیب نبض شناس مهذب است. سوزنی. دست رباب را مجس تیز و ضعیف هر نفس نبض شناس بر رگش نیش عنای نو زند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «نبضشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر