معنی نبضان
6 بازدید
[ نَ بَ ] (ع مص) جنبیدن رگ. (آنندراج). جستن رگ. (دهار) (المصادر زوزنی). ضربان. ضربان رگ. زدن نبض. (یادداشت مؤلف). نبض. رجوع به نبض شود.
کلمات همقافیه با «نبضان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر