معنی نبشته

معنی نبشته

4 بازدید
[ نِ بِ تَ / تِ ] (ن مف، اِ) نوشته. نوشته شده. (ناظم الاطباء). مزبور. مرقوم : نبشته سراسر به خط من است که خط من اندر جهان روشن است. فردوسی. نبشته بر آن تیر بُد پهلوی که ای شاه داننده گر بشنوی.فردوسی. مبیناد کس روز بی کام تو نبشته به خورشید بر نام تو.فردوسی. نبشته بر آن حقه تاریخ آن پدیدار کرده پی و بیخ آن.فردوسی. و ذکر آن به قلم عطارد و بر پیکر خورشید نبشته. (کلیله و دمنه). جز دو حرف نبشته صورت دل معنی دل به خواب نشنیدم.خاقانی. || مکتوب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دستخط. (ناظم الاطباء). رقیم. سفر. خط. کتاب. درج. (منتهی الارب). زبور. (دهار). نامه. رقیمه. مرقومه. کاغذ: بگیر از نفس خود پیمان به آن قسم که فرستاده شده است بسوی تو به همراهی آورندهٔ این نبشته. (تاریخ بیهقی ص ۳۱۳). امیرالمؤمنین این نبشته را فرستاد درحالی که همه کارها مستقیم بود. (تاریخ بیهقی ص ۳۱۲). شتاب کن در ارسال جواب این نبشته بسوی امیرالمؤمنین. (تاریخ بیهقی ص ۳۱۴). || سند. حجت. || حکم. (ناظم الاطباء). فرمان. منشور. || مقدر. محتوم. قضا. قدر. سرنوشت : زمانه نبشته دگرگونه داشت چنان کو گذارد بباید گذاشت.فردوسی. که کار خدائی نه کاری است خرد قضای نبشته نشاید سترد.فردوسی. نبشته چنین بودمان از بُوِش به رسم بُوِش اندرآید روش.فردوسی. تیغ او بر سر مخالف او از خدای جهان نبشته قضاست.فرخی. بهی و بتّری در ما سرشته ست چنان چون نیک و بد بر ما نبشته ست. (ویس و رامین). نه از دانش دگر گردد سرشته نه از مردی دگر گردد نبشته. (ویس و رامین). - نبشته بودن بر سر؛ مقدر بودن : نبشته به سر بر دگرگونه بود ز فرمان نه کاهد نه خواهد فزود.فردوسی. نبشته چنین بُد مگر بر سرت که پردخته ماند ز تو کشورت.فردوسی. || نگاشته. ترسیم شده. رسم کرده شده : به گنجور گفت آن درخشان حریر نبشته بر او صورت دلپذیر.فردوسی. بیاورد و بنهاد پیشش حریر نبشته بر او صورتی دلپذیر.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «نبشته»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ته» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید