معنی نبرة
7 بازدید
[ نُ رَ ] (ع اِ) لقمهٔ کلان. (ناظم الاطباء). لقمة ضخمة. (اقرب الموارد). ج، نبر. رجوع به نُبَر شود.[ نَ رَ ] (ع اِ) میان گو لب بالائین. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). وسط النقرة فی ظاهر الشفة. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). || حرف همزه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). همزه. (از اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (المنجد). || آماس اندام. (منتهی الارب) (آنندراج). آماس و ورم بدن. (ناظم الاطباء). ورم بدن. (از اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (از المنجد). || جای بلند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بلند و برآمده از هر چیزی. (منتهی الارب) (از آنندراج). برآمدگی از هر چیزی. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). || آواز گریه و زاری. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة) (از المنجد). || آواز بلند مغنی که از آواز پست، صدای خود را بلند کند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || واحد نَبْر. (از المنجد). رجوع به نبر شود. || (مص) برداشتن سرودگوی آواز را و بلند کردن آن را از پستی. (منتهی الارب). بلند کردن مغنی آواز را از پستی. (از معجم متن اللغة) (از المنجد). || بلند کردن ناطق صدای خود را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نبرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر