معنی نباهت
5 بازدید
[ نَ هَ ] (ع اِمص) نجابت. (ناظم الاطباء). بزرگواری. (غیاث اللغات از منتخب اللغات): و نباهت قدر او پیدا آید. (سندبادنامه ص ۸). || نامواری. (زمخشری). مشهور شدن. (غیاث اللغات). ناموری. اشتهار. || آگاهی. (غیاث اللغات). بیداری. (یادداشت مؤلف). رجوع به نبه شود. || شرف. (از اقرب الموارد). بزرگی. (ناظم الاطباء): امیر عضدالدوله با جلالت قدر و نباهت ذکر و خشونت جانب و عزت ملک و نخوت پادشاهی همواره رضاء آن جانب نگاه داشتی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۰). جلالت قدر و نباهت ذکر تو زیادت از آن است که خویشتن را در معارضهٔ جماعتی آری که... (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۸۲). به همهٔ معانی رجوع به نباهة شود.
کلمات همقافیه با «نباهت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هت» برای سرودن شعر