معنی نباعة
4 بازدید
[ نَ بْ با عَ ] (ع اِ) دبر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سرین. (ناظم الاطباء). اِست. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد). مقعد. نشیمن. ماتحت. || یقال: کذبت نباعتک؛ اذا ردم، ای ضرط (منتهی الارب) (آنندراج)؛ اذا حبق (اقرب الموارد)؛ چون تیز دهد. (ناظم الاطباء). || الرماعة من رأس الصبی قبل أن تشتد و اذا اشتدت فهی الیافوخ. (المنجد). آنجای از سر کودک که می جنبد. رجوع به رماعة شود.
کلمات همقافیه با «نباعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر