معنی نباشی
5 بازدید
[ نَ بْ با ] (حامص) کفن آهنجی. (ناظم الاطباء). نبش قبر کردن. شکافتن قبر و دزدیدن کفن. عمل نباش. رجوع به نبش و نباش شود.
کلمات همقافیه با «نباشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر