معنی نبار
5 بازدید
[ نَ بْ با ] (ع ص) زبان آور. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). فصیح. (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). فصیح در کلام. (از معجم متن اللغة): رجل نبار بالکلام؛ ای فصیح. (اقرب الموارد) (المنجد). || سخت بانگ. (منتهی الارب) (آنندراج). سخت بانگ کننده. (ناظم الاطباء). || فریادکننده. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). صیاح. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد).[ نِ ] (ع اِ) انبار. جِ نِبْر. (المنجد). رجوع به نبر و نیز رجوع به اَنبار (ع اِ) شود.
کلمات همقافیه با «نبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر