معنی نباذ
6 بازدید
[ نِ ] (ع مص) مخالفت کردن و جدا شدن از کسی به خاطر ناخوش داشتن او. (اقرب الموارد). منابذة. (المنجد). || غلبه کردن سپاه در حرب. (از اقرب الموارد) (از المنجد). رجوع به منابذة شود. || بیع منابذة. بیع الحصاة. بیع القاء الحجر. رجوع به منابذة شود.[ نَ بْ با ] (ع ص) افشرنده و بگنی سازنده. (آنندراج). آنکه شراب افکند. || نبیذفروشنده. (ناظم الاطباء). نبیذفروش. (مهذب الاسماء). فروشندهٔ نبیذ. (از المنجد) (از اقرب الموارد). میفروش. باده فروش. شراب فروش. خمار.
کلمات همقافیه با «نباذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اذ» برای سرودن شعر