معنی نباخ
5 بازدید
[ نَ بْ با ] (ع ص) خمیر ترش و تباه. (منتهی الارب) (آنندراج). خمیر ترش. خمیر فاسدگشته. (ناظم الاطباء). خمیر حامض فاسد. (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد از قاموس). انبخان. (معجم متن اللغة) (منتهی الارب). مختمر. منتفخ. (المنجد): نبخ العجین نبوخاً؛ انتفخ و اختمر، و عبارة القاموس: حمض و فسد و هو نباخ. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نباخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر