معنی نباتة
4 بازدید
[ نَ تَ ] (ع اِ) نبات. گیاه. (از منتهی الارب) (از آنندراج). || یکی نبات بمعنی رستنی و گیاه است. (از اقرب الموارد). یک نبات. (فرهنگ نظام).[ نُ تَ ] (اِخ) ابن حنظلة الکلابی. از سرداران عصر مروان است. وی امیر اهواز شد، سپس به یاری نصربن سیار که با ابومسلم خراسانی می جنگید رفت، و سرانجام به دست قحطبةبن شبیب در جنگ هولناکی کشته شد و قحطبه سر او را نزد ابومسلم فرستاد. (از الاعلام زرکلی ج ۴ ص ۱۹۵). و نیز رجوع به عقدالفرید ج ۵ ص ۲۴۳ شود.
کلمات همقافیه با «نباتة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تة» برای سرودن شعر