معنی نایبالحکومه
5 بازدید
[ یِ بُلْ حُ مَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) آنکه به نیابت از طرف حاکم شهری را اداره کند. نایب حاکم. رجوع به نایب شود. || بخشدار. (لغات فرهنگستان).
کلمات همقافیه با «نایبالحکومه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر