معنی نایب
6 بازدید
[ یِ ] (ع ص، اِ) نائب. آنکه بر جای کسی ایستد. وکیل. جانشین. قائم مقام. خلیفه. گماشته. (از ناظم الاطباء). کسی که کار دیگری را انجام دهد. || پیشکار. (آنندراج). رجوع به نائب شود. || در اصطلاح نظامی : - نایب اول؛ ستوان یکم ارتش، درجه ای بین ستوان دوم و سروان. - نایب دوم؛ ستوان دوم ارتش، درجه ای بین ستوان سوم و ستوان یکم. - نایب سرهنگ؛ سرهنگ دوم، درجه ای بین سرگرد و سرهنگ تمام.
کلمات همقافیه با «نایب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر