معنی نایافت

معنی نایافت

7 بازدید
(ن مف مرکب) چیزی که یافته نشود و حاصل ندارد. معدوم. (انجمن آرا) (آنندراج). هر چیز که پیدا نشود و یافت نگردد. (فرهنگ خطی). نایافتنی. ممتنع الحصول : به نایافت رنجه مکن خویشتن که تیمار جان باشد و رنج تن.فردوسی. در خراسان قحط بود و علف و نفقه نایافت. (تاریخ بیهق). اگر یک ذره از اندوه نایافت به عالم برنهی عالم نماند.عطار. - نایافت شدن؛ عز. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان القرآن). عزة. (ترجمان القرآن). عزازت. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). کمیاب شدن. نایاب شدن : و در بازارها بسته بود و نان نایافت گشت. (مجمل التواریخ). در فرضهٔ جرجان قحط برخاست و طعام نایافت شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۲۶). - نایافت کردن؛ انعدام. معدوم ساختن. || (مص مرکب مرخم، اِ مص مرکب) یافت نشدن. نایابی. قحطی : کسی کو بمیرد ز نایافت نان ز برنا و از پیرمرد و زنان.فردوسی. در نیشابور از تنگی علوفه و نایافت قوت... به طاقت رسیده بودند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۶۵). و کس را از نایافت قوت قوّت نماند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). المشاجره؛ چریدن اشتر درخت را از نایافت گیاه. (تاج المصادر بیهقی). || نایافتن. نیافتن : آن کس که بیافت دولتی یافت عظیم وآن را که نیافت درد نایافت بس است. شیخ مجدالدین بغدادی (از تاریخ گزیده).

کلمات هم‌قافیه با «نایافت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید