معنی نایاب

معنی نایاب

6 بازدید
(ن مف مرکب) چیزی که بغایت کم یافته شود. (آنندراج). نادر. کمیاب. چیزی که یافت نشود. چیزی که میسر نگردد و موجود نشود. چیزی که قابل یافتن نباشد. (ناظم الاطباء). یافت ناشدنی : دو چشم مرد را از کام نایاب گهی بی خواب دارد گاه پرآب. (ویس و رامین). با سخا و کرم تو به جهان هست نایاب چو سیمرغ فقیر.سوزنی. نیست در ایام چیزی از وفا نایاب تر کیمیا شد اهل بل کز کیمیا نایاب تر.خاقانی. امید وفا دارم هیهات که امروز در گوهر آدم بُوَد این گوهر نایاب.خاقانی. ترا پهلوی فربه نیست نایاب که داری بر یکی پهلو دو قصاب.نظامی. حرص تست اینکه همه چیز ترا نایاب است آز کم کن تو که نرخ همه ارزان گردد. کمال اسماعیل. جان کم است آن صورت بیتاب را رو بجو آن گوهر نایاب را.مولوی. جنس نایابی به این خواری به عالم کس ندید در چنین قحط وفا نرخ وفا ارزان نشد. کلیم (از آنندراج). زاهد ز می ناب نخواهیم گذشت زین گوهر نایاب نخواهیم گذشت. میرزا ابراهیم.

کلمات هم‌قافیه با «نایاب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید