معنی ناگویا
7 بازدید
(ص مرکب) آنکه گویا نیست. که سخن گفتن نتواند. غیرناطق. مقابل گویا: چو مدحش گفت نتوانی چه گویا و چه ناگویا چو رویش دید نتوانی چه بینا و چه نابینا. فرخی. رجوع به گویا شود.[ گُ ] (اِخ) از شهرهای صنعتی ژاپن است واقع در قسمت مرکزی جزیرهٔ هنشو. جمعیت آن ۱۵۹۲۰۰۰ نفر است.
کلمات همقافیه با «ناگویا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر