معنی ناگواریده
5 بازدید
[ گُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) هضم ناشده. ناگوارده. ناگوار: اگر [ آبی را پس طعام ] بسیار خورند طعام ناگواریده بیرون آید. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و اندر هر اندامی و از هر گواریدنی چیزی ناتمام ناگواریده بماند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «ناگواریده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر