معنی ناگواردی
5 بازدید
[ گُ ] (حامص مرکب) تخمه. سوء هضم. وبل. وبال. سنگینی و گرانی در طعام. ناگوارد بودن. رجوع به ناگوارد شود.
کلمات همقافیه با «ناگواردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر