معنی ناگنجنده
5 بازدید
[ گُ جَ دَ / دِ ] (نف مرکب) فراهم ناآینده. ناسازگار: و این چهار مایه [ آب و آتش و باد و خاک ] ضد یکدیگرند، یعنی دشمن یکدیگرند و با یکدیگر ناگنجنده و ناسازند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || که در جایی یا چیزی نگنجد. رجوع به گنجیدن شود.
کلمات همقافیه با «ناگنجنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر