معنی ناگفتنی
6 بازدید
[ گُ تَ ] (ص لیاقت) چیزی که سزاوار گفتن نباشد. چیزی که نباید گفت و نمیتوان گفت. (ناظم الاطباء). ناسزا. لغو. ناشایسته. آنچه گفتن آن زشت و ناپسندیده است. که گفتن را نشاید: نامردمی نورزی، ورزی تو مردمی ناگفتنی نگوئی، گوئی تو گفتنی.منوچهری. که بیدار و باشرم و آهسته بود ز ناگفتنی ها زبان بسته بود.نظامی. به گفتار ناگفتنی درمپیچ.نظامی. دهان گو ز ناگفتنی ها نخست بشوی آنگه از خوردنیها بشست. سعدی (بوستان ص ۱۵۵). || آنچه که نباید اظهار کرد. راز نهفتنی : چنانت دهم گوشمال نفس که ناگفتنی را نگوئی به کس.نظامی. مگو ناگفتنی در پیش اغیار نه با اغیار با محرم ترین یار.نظامی.
کلمات همقافیه با «ناگفتنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر