معنی ناگشته
5 بازدید
[ گَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) نگشته. نگردیده. ناشده : همان چشمهٔ عنبر و عود و مشک دگر گنج کافور ناگشته خشک.فردوسی. ظاهرش دیدی سرش از تو نهان اوستا ناگشته بگشادی دکان.مولوی. || تغییرناکرده. منقلب ناشده: شرابی ناگشته. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «ناگشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر