معنی ناگزیری
4 بازدید
[ گُ ] (حامص مرکب) ناچاری. لاعلاجی. لابدی. ضرورت. لزوم. وجوب. اضطرار. ناگزیر بودن. رجوع به ناگزیر شود.
کلمات همقافیه با «ناگزیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر