معنی ناکدخدا
6 بازدید
[ کَ خُ ] (ص مرکب) مرد زن نگرفته و زناشوئی نکرده. عزب. (ناظم الاطباء). مقابل کدخدا. رجوع به کدخدا شود. || زن شوهرناکرده. (ناظم الاطباء). توسعاً، زن بی شوی. زن شوی ناگرفته. (یادداشت مؤلف). دختر به خانه مانده. مؤلف منتهی الارب آرد: تحدبت المرأة؛ ناکدخدا ماند زن. || زن بیوه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناکدخدا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر