معنی ناکح
7 بازدید
[ کِ ] (ع ص) اسم فاعل از نکح است. (المنجد) (اقرب الموارد). رجوع به نکح شود. || نکاح کننده. ذات زوج. (از اقرب الموارد) (از المنجد). آنکه ازدواج میکند. (از معجم متن اللغة). زن دارای شوهر. (ناظم الاطباء). زن شوهرکننده. زن شوهردار. که همسر دارد. زوج. زوجه. آنکه نکاح کند. کابین کننده. || جماع کننده.
کلمات همقافیه با «ناکح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کح» برای سرودن شعر